به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «ایلام بیدار»، حجتالاسلام حمید چیگل کارشناس مسائل فرهنگی در یادداشتی نوشت: نوروز که میآید، ایلام در جوش و خروش است. کوهها نفس میکشند، زمین، گیسوان سبزش را در باد میافشاند و رودها، سرود زنده بودن را زمزمه میکنند. در این هنگامهٔ تازه شدن، مردم ایلام نهتنها طبیعت که خود را نیز از نو میسازند. گرد هم میآیند، آیینهای کهن را زنده میکنند و در میانشان، یکی از همه شورانگیزتر است؛ بازی دار پلان.
این، فقط یک بازی نیست. رقص قدرت است بر خاکی که قرنها بر آن زیستهاند، آزمونی است که جوانمردی را محک میزند و جشن همدلی است، در اوج رقابتی که ریشه در گذشته دارد.
بازی از کجا آغاز میشود؟
جوانان، دلیران، آنها که سودای پیروزی دارند، به میدان میآیند. لباسهایشان خاکی، دستانشان پرتوان، نگاهشان تیز و آمادهٔ نبرد. دو گروه، روبهروی هم حلقهای از تماشاگران گرداگردشان، و صدای هیاهویی که در باد میپیچد.
چشمها در چشم هم دستانی که سنگها را میفشارند، و ناگهان، نخستین پیکار آغاز میگردد. دقت و تیزبینی در هم میپیچد، سنگها به پرواز در میآیند، زمین، بوی خاک و هیجان میگیرد، آیا هنوز تسلیمشدن زود نیست؟ اصلاً دال پلان، جای تسلیمشدن است؟ اینجا، هرکه از ببازد، برای پیروزی دوباره است.
تماشاگران با هر حرکت، با هر تکان، نفسی را در سینه حبس میکنند. شور و هیجان در میدان موج میزند، اما این نبرد، خشم ندارد. کینهای در آن نیست. اینجا، زمینخوردن شکست نیست، برخاستن افتخار است.
بازی یا آیین؟
دال پلان، بیش از آنکه یک بازی باشد، یک میراث است، تکهای از روح مردم ایلام. از دیرباز، این سرزمین، مردانی به خود دیده که قدرت را نه در بازوان که در قلبهایشان به رخ کشیدهاند. این بازی، بازتاب همان روحیهٔ مقاومت است؛ همان که میگوید نباید از شکست هراسید که میگوید قدرت، در احترام به رقیب معنا پیدا میکند.
این بازی، بهانهای است برای گرد هم آمدن، برای پیوند نسلها. جوانها بازی میکنند، بزرگان نظاره میکنند، گاهی دستی را بر شانهٔ برندهای میگذارند و گاه، بازنده را با لبخندی به ادامهٔ راه تشویق میکنند. دال پلان، تنها یک میدان تیراندازی نیست، مدرسهای است که درس زندگی را میآموزد.
دال پلان؛ پژواکی از گذشته در نوروز امروز
در روزهای نوروز، وقتی بوی سبزه و شکوفه در هوا میپیچد، دال پلان جان تازهای میگیرد. این بازی، بخشی از جشن است، بخشی از زندگی است، بخشی از آن چیزی است که مردم ایلام را به هم پیوند میدهد.
نه شکست، شکست است، و نه پیروزی، تنها بردن، و این، راز ماندگاری دار پلان است؛ جایی که دقت، با احترام درآمیخته، و رفاقت، در اوج رقابت معنا شده است.
دال پلان، قصهای است که هنوز روایت میشود. گامهایی که بر خاک میدان کوبیده میشوند، پژواک صدای اجدادی هستند که زمانی دور، همین بازی را انجام دادهاند. نوروز، میآید و میرود، اما دال پلان، همچنان در قلب این سرزمین زنده است، همچنان مردم را گرد هم میآورد، همچنان، داستانی ناتمام از دلاوری و دوستی را بازگو میکند.