شهیدعلی و حسین محمدحسینی,بسیج,هواپیما,استان ایلام,ایلام بیدار
ایلام بیدار به بهانه "هفته بسیج" گزارش می دهد؛
ماجرای طراحی ساخت هواپیما توسط دو برادر شهید بسیجی + تصاویر
کد مطلب: 30010
تاریخ انتشار : 1396-09-04 08:24
رشادت های شهیدان "علی" و "حسین" محمدحسینی بعنوان دو برادر و شهید شاخص بسیجی زبانزد است.

گروه جهاد و مقاومت ایلام بیدار:: هشت سال دفاع مقدس مظهر ایثار و ایستادگی و مقاومت مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی بود که با دستان خالی در مقابل استکبار ایستادگی کرد و به جهانیان نشان داد که قدرت ایمان و اراده جوانان این مرز و بوم بیشتر از تجهیزات جنگی دشمنان است.

دفاع مقدسی که آثار و ثمرات آن همچنان در انقلاب اسامی نمایان است و جوانان مدافع حرم نیز به نیابت از شهدای جنگ تحمیلی پای در میدان نبرد حق علیه باطل می گزارند و باایمان راسخ خود دشمنان اسلام و ایران را نا امید می کنند.

در این هشت سال بودند بسیاری از جوانان و مردم که با لباس خاکی بسیج پای در میدان جنگی نابرابر گذاشتند و جهاد و شهادت را به منصه ظهور رساندند.

به پاس گرامیداشت یاد و خاطره شهدای بسیجی و بزرگداشت ارزش های اسلامی و انقلابی از 29 آبان ماه تا 5 آذرماه به نام "هفته بسیج" نامگذاری شده است.

پایگاه خبری تحلیلی ایلام بیدار به یمن این ایام برای معرفی دو تن از شهیدان شاخص بسیجی به سراغ خانواده آن ها رفته است تا گوشه ای از رشادت های این شهدا را در گفتگویی صمیمانه با برادر این شهدا به نمایش بکشد.

شهیدان علی و حسن محمد حسینی از جوانان ایلامی بودند که در دوران جنگ تحمیلی رشادت آن ها زبانزد خاص و عام است و "علی" در قسمت اطلاعات عملیات سپاه مهران وشهید "حسین" بعنوان مسئول مهندسی و مسئول ارزشیابی و همچنین مسئولیت اطلاعات عملیات تیپ امیرالمؤمنین(ع) را در برهه های مختلف جنگ تحمیلی بر عهده داشت.

"افلاطون محمد حسینی" برادر و همرزم شهیدان محمد حسینی می گوید: شهید حسن محمد حسینی در سال 42 و شهید علی متولد سال 43 در روستای کلی کلی بخش کارزان استان ایلام هستند که در خانواده ای متدین و 10 نفره در کنار دو برادر و چهار خواهر خود گذران زندگی کردند.

شهید علی  جوانی ورزشکار و نیرومند بود که نجابت و رفتار نیکوی وی زبانزد همه اطرافیانش بود و حضوری فعال در پایگاه مسجد محله کارزان داشت که هم اکنون نیز این پایگاه به نام شهید علی مزین شده است.

علی طرح ساخت هواپیما را ارائه داد

علی جوانی مبتکر و باهوش بود که در سال 60 نیز توانست طرح ساخت هواپیما را بصورت طراحی شده ارائه دهد و هم اکنون با بررسی هایی که صورت گرفته هوش و ذکاوت این جوان 18 ساله بیشتر نمود پیدا می کند.

وی علاقه زیادی به ساخت کاردستی داشت و گاها با چوب مجسمه های بی نظیری درست می کرد.

افلاطون می گوید: شهدا شمع محفل بشریتند اما بین وصف ما تا واقعیت فاصله است تا جایی که جوان کنونی باور نکند که تا زمانی که پای مادر را نمی بوسید از خانه خارج نمی شد و معتقد بود که بهشت زیر پای مادران است و اینها نشان می دهد که شهدا مبلغینی هستند که می توانند بر جامعه کنونی ما اثرات مثبتی داشته باشند.

من و علی شاگرد حسین بودیم

شهید حسین مربی ما بود و من و علی شاگرد او بودیم. حسین انسانی با ایمان و اخلاص بود که در همان دوران دبیرستان در کنار درس خواندن، کارگری ساختمانی میکرد و کمک خرج پدرمان در امورات زندگی بود.

پس از مدتی کارگری و شاگردی به استاد کاری ماهردر زمینه نازک کاری تبدیل شد و من و علی بصورت دوره ای به عنوان شاگرد با او کار می کردیم و حسین بنایی بود که تواضع خود به یاری سایر همکارانش می رفت و گاها کار آن ها را اصلاح می کرد.

چگونگی شهادت دو برادر/ علی از روز شهادتش خبر داشت

من و علی در سال 61، با هم به دوره آموزش بسیج رفتیم و بعد از گذراندن دوره به میمک و مهران اعزام شدیم و شهید علی به عنوان مسئول اطلاعات عملیات سپاه مهران مشغول به خدمت شد.

علی قنبری یکی از دوستان صمیمی علی و هم اتاقی او بود می گفت که 15 روز قبل از شهادت، علی روی تابلویی نوشته بود علی جان شهادتت مبارک و هررروز به عملیات نزدیک می شدیم دوباره میگفت که چند روز به شهادتش مانده است.

قنبری به همیشه من با علی به گشت اطلاعات عملیات می رفتیم و به شناسایی می پرداختیم، شب قبل از شهادت اما علی رفتارش تغییر می کند و بدون من به گشت رفت و حتی شب موقع خواب در گوشه ای از اتاق به دور از ما خوابید تا اینکه فردای آنروز در روز 21 تیرماه سال 62 همزمان با عید سعید فطر در محله فرخ آباد مهران در حالی که با آرپیجی به قول خودش می خواهد به عراقی ها عیدی بدهد به برخورد تیر مستقیم قناسه به درجه رفیع شهادت نائل می آید.

نحوه شهادت  شهید "حسین"

در سالهای جنگ بصورت متناوب مسئولیتهای مهندسی و ارزشیابی و مسئول اطلاعات عملیات تیپ امیرالمومنین(ع) را برعهده داشت.

پس از شهادت برادرم علی در سال 62 من به خانه برگشتم اما حسین در عملیات والفجر 3 شرکت کرد و پس از عملیات در کنکور قبول شد اما گفت که پس از عملیات بعدی در دانشگاه حاضر می شود.

در سال 63 اما همزمان با حضور سپاه نبی اکرم کرمانشاه در منطقه میمک برای انجام عملیات حسین تصمیم به شرکت در عملیات و کمک به سپاه کرمانشاه می گیرد و بعنوان راننده تویوتا با شهید غلام ملاحی و تنی چند از همرزمانش از سمت جاده چوار راهی میمک می شوند.

در میانه راه تصمیم به تعویض جای خود با شهید ملاحی می گیرد و خود به بالای تویوتا نقل مکان می کند.

در چند کیلومتر مانده به منطقه عملیاتی میمک با چند تن از نیروهای تیپ امیرالمومنین(ع) برخورد می کنند و از وضعیت نامناسب مجروحان جنگی پشت سرشان باخبر می شوند و تصمیم به بازگشت به عقب و کمک به مجروحان می گیرند.

در حین دور زدن اما با رفتن تویوتا بر روی مین زد تانک حسین و سه تن از همرزمانش در حالی که قرار بود پس از عملیات به دانشگاه برود، به شهادت می رسند.

ویژگی شاخص شهیدان/ علی از نیروهای زبده اطلاعات عملیات بود

حسین پس از شهادت علی نقل می کرد که با برگزاری یک دوره کلاس آموزشی تخصصی اطلاعات عملیات در حال آموزش چند تن از نیروها بودیم که علی نیز در این دوره شرکت کرد و شاگردم بود.

در این دوره با اینکه در دوره های چند ماهه اطلاعات عملیات در پادگان امام حسین شرکت کرده بودم و تمامی دور های آموزشی خمپاره و ... را دیده بودم اما متوجه شدم که بار علمی علی از من در زمینه اطلاعات عملیات بیشتر است و هیچوقت در استفاده از این علم خودکوتاهی نمی کرد و در هر عملیاتی که شرکت می کرد همیشه با دست پر برمی گشت.

نیرومند و مومن و نترس سه ویژگی بارز شهید علی محمد حسینی بود.

خاطراتی از شهیدان محمد حسینی/ اسم اصلی علی، آشور بود

علی در سال 42 همزمان با روز عاشورای امام حسین(ع) به دنیا می آید و پدرم بابت ارادتی که به ائمه داشت اسم او را آشور گذاشت.

اما زمانی که علی به دوره نوجوانی اش نزدیک شد و درحای که منزل ما در قصرشیرین بود و در آنجا علی با اقلیت های مذهبی آشنا شد و اینکه می گفت ما شیعه هستیم تصمیم به تعویض اسم خود گرفت و ابتدا نام محمد و سپش نام علی را برای خودش انتخاب کرد.

در خاطره دیگری قبل از شهادتش و در عملیات والفجر 3 نیروهای اطلاعات عملیات اصفهان برای انجام عملیات نزد ما آمده بودند و در حین عملیات چند نفر از آنم ها شهید شد و در حالی که من در فاصله 15 کیلومتری از شهر مهران مستقر بودم وعلی در مهران بود با شنیدن خبر شهادت چند نفر برای اینکه جویای حال من شود 15 کیلومتر شبانه با پای پیاده به محل استقرار ما می آید و در حای که من خواب بودم از حال من با خبر می شود و بر می گردد و این خبر را من صبح شنیدم.

حضورحسین پس از شهادت علی به خانواده ما آرامش داد

بعد از شهادت علی و در مراسم تشیع پیکر او در سپاه ایلام در حالی که خانواده و من متاثر از دست دادن عزیزمان بودیم ناگهان صدایی آشنا مشغول سخنرانی شد و دیدم که حسن پشت تریبون مشغول سخنرانی است و در تفسیر آیه ای از قرآن گفت به خدا سوگند در این لحظه که روی نعش برادرم هشتم خوشحال تر از زمانی هستم که او را در آغوش می گرفتم که این حرف او باعث آرامش روحی من وخانواده ام شد.

توصیه به جوانان/جوانان پیرو افکار و اعتقادات شهدا باشند

با توجه به فضای حاکم بر جامعه  و تلاش دشمن برای نفوذ در ذهن جوانان و سترش جنگ نرم فرهنگی به جوانان توصیه می کنم که با مطالعه خاطرات و افکار و عقاید شهدا راه روشن اسلام را در پیش گرفته و با پیروی از ولایت فقیه برای بقای جامعه اسلامی و دینی همچون شهدا تلاش کنند.

افلاطون محمد حسینی در پایان با انتقاد از بی توجهی ها نسبت به خانواده های شهدا گفت: مسئولان و دستگاه های مربوطه آن چنان شایسته خانواده شهدا است به آن ها توجه نمی کنند.

 

انتهای پیام/الف

تازه ترین مطالب

پربیننده ترین مطالب