اوضاع وخیم تر از گورخوابی این بار در ایلام؛
ماجرای درس و لرز در روستای فرهادآباد
کد مطلب: 24601
تاریخ انتشار : 1395-10-16 08:25
مدرسه عشایری فرهاد اباد به دلیل انفجارهای سد، زلزله های اخیر و نداشتن امنیت از پنج سال پیش تعطیل شده و 25 دانش آموز مقطع ابتدایی آن در بدترین مکان روستا در دو کانکس مشغول به تحصیل هستند.

به گزارش ايلام بيدار به نقل از سیمره خبر ،  این روزها اتشار متن منشورحقوق شهروندی توسط رئیس جمهور وهمزمان موضوع گورخوابها در یکی از استانهای کشور به چالش بزرگی برای دولت یازدهم تبدیل شده است.

دولت روحانی که قول داد در عرض 100 روز تمامی مشکلات را رفع کند حال بعد نزدیک به چهارسال با رعایت نشدن حقوقی شهروندی که خود منتشر کرده تعداد زیادی از مردمش به دلیل فشار اقتصادی به گورخوابی پناه برده اند.

شاید اگر کمی چشمهایمان راباز کنیم انواع و اقسام این گورخوابی با ورژنهای جدید در اطراف شهرهای ما به وفور دیده می شود، معضلاتی که عملا باعث شکست و بی فروغ شدن انوار ساطع شده از منشور شهروندی است.

این معضل به نوع دیگری در روستای فرهاد آباد دره شهر از توابع استان ایلام بوقوع پیوسته که مسلما رفع نشدن آن در آینده نزدیک به فاجعه بدتر از گورخابی تبدیل خواهد شد.

 

ماجرای درس و لرز در روستای فرهاد آباد

 

 

روستای فرهاد اباد در فاصله 15 کیلومتری از شهر دره شهر به دلیل وجود آب فراوان و زمینهای کشاورزی روزگاری زیبا ترین و پر درآمد ترین روستای این شهرستان بود، اما متاسفانه تعطیلی طرح اشتباه سد سازی سالهاست که مردم این منطقه از خدمات رفاهی معمول بی نصیب کرده است.

یکی از معضلات بسیار بد این منطقه وضعیت اسفبار دانش اموزان در این روستا است.

مدرسه عشایری فرهاد اباد به دلیل انفجارهای سد، زلزله های اخیر و نداشتن امنیت از پنج سال پیش تعطیل شده و 25 دانش آموز مقطع ابتدایی آن در بدترین مکان روستا در دو کانکس مشغول به تحصیل هستند.

این تعداد دانش اموز به دلیل نبود سیستم گرمایشی مناسب در سرمای شدید و با لرز تحصیل می کنند، بطوریکه تمامی انها سر کلاس مجبور به پوشیدن لباس گرم هستند تا بجای تمرکز روی درس به چگونه گرم شدن در این کانکسهای یخ زده فکر کنند.

برخی از انها نیز به دلیل سرما خوردگی ناشی از این مسئله  شدید روزهای زیادی از تحصیل را از دست می دهند.

 

فاجعه شین آباد در انتظار فرهاد ابادیها

پانزدهم آذز ماه 91 نشت نفت از بخاری مدرسه دخترانه شین آباد استان مرکزی و آتش سوزی مهیب باعث سوختگی شدید 28 دانش آموز این روستا شد، بچه هایی که به امید تحصیل راهی مدرسه شدند به دلیل رعایت نشدن اصول ایمنی و سیستم گرمایشی نفت سوز، حال تا اخر عمر باید با درد یسوختگی و نقض عضو زندگی کنند.

 این وضعیت در شرایط بدتری در انتظار کودکان فرهاد اباد است، سیستم گرمایشی این دو کانکس نیز با بخاری نفتی تامین می شود که در صورت بروز هرگونه حادثه به دلیل فلزی بودن این کلاسها فاجعه ای بدتر از شین اباد در انتظار کودکان معصوم این روستا خواهد بود.

البته موضوع به اینجا ختم نمی شود، فضای بسته این کانکسها برای جلوگیری از نفوذ سرما می تواند این کودکان را دچار گاز گرفتگی و بعضا معضلات تنفسی کند.

اما مسئله دیگر ی که این کودکان را در کانکسها که حالا باید گفت "تونلهای وحشت" تهدید می کند، احتمال برخورد صاعقه به دلیل قرار گرفتن مکان این کلاسها در نقطه مرتفع روستا است، مسئله ای که در سالهای قبل در این منطقه اتفاق افتاده و بعضا باعث مرگ افراد نیز شده است.

 

 پیگیریهای دهیار نیز بی فایده بود

 

 

"سید ایوب حسینی" دهیار روستای فرهاد اباد در گفتگو با خبرنگار سیمره خبر می گوید: به دلیل وجود سد در منطقه و نامه ارسالی استانداری هر گونه ساخت و ساز و برخورداری از امکانات رفاهی مانند آب، برق و گاز در این منطقه ممنوع است.

وی افزود: بودجه عمرانی این روستا نیز از مدتها قبل قطع شده و عملا نمی توان کاری برای ساختمان مدرسه عشایری آن انجام داد.

حسینی می افزاید: این مسئله در فصل گرما نیز مشکل ساز است زیرا تحمل گرمای بالای 50 درجه شهرستان انهم در کانکسهای برای این دانش اموزان غیر قابل تحمل است.

وی تصریح کرد:  بارها برای برقی کردن وسائل گرمایشی و سرمایشی این کانکسها نامه نگاری کردیم هربار به بهانه ساخت سد این مسئله رد می شود.

حسینی می گوید: همچنین پیگیر جابجایی رایگان دانش اموزان این روستا به نزدیکترین مدرسه در فاصله 8 کیلومتری بودیم که ان نیز به دلیل عدم وجود امکانات در امورش و پرورش مقدورنیست.

دهیاری فرهاد اباد خاطرنشان کرد: حتی دانش آموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان این روستا با توجه به وضعیت بد مالی با هزینه شخصی و سرویس دربستی مسافت 8 تا 15 کیلومتری روستا را تا مرکز شهرطی می کنند.

حسینی یادآر می شود:  به دلیل همین مشکلات 40 خانوار در این روستا به شهر و حاشیه شهر مهاجرت کرده اند.

 

دانش اموزان چه می گویند

 

 وجود بخشنامه ای از آموزش پرورش که هر گونه تصویر برداری از مدارس را ممنوع کرده است مجبورمان می کند برای مصاحبه با دانش اموزان در سرمای بالای این روستا منتظر خروج انها از کانکسها شویم.

هرچند بارش باران و سردی هوا زنگ تفریحشان را حذف کرده، اما سرانجام انتظارها جواب داد و ما در محوطه خارجی این کلاسهای درسی موفق به مصاحبه شدیم.

یکی از دانش اموزان که از شدت سرما خود را چنان پوشانده که فقط چشمهایش معلوم است به خبرنگار ما می گوید: بعد از چند روز سرما خوردگی شدید و آمپولهای دردناک توانستم سر کلاس حاضر شوم.

وی با اشاره به قسمتی از مدرسه قدیمی روستا می گوید، انجا دستشویی مدرسه است که به دلیل خرابی و وضعیت بد قابل استفاده نیست مجبوریم تا زمان تعطیلی مدرسه شرایط بدی را انهم در سرما تحمل کنیم.

این دانش اموز می افزاید: صبح نیز به دلیل سرمای شدید روستا، مسیر منزل تا مدرسه با دست و پای یخ زده طی می کنیم.

وی در ادامه یادآورمی شود: زنگ تفریحم نداریم چون هم زمین گل الود است هم سرما زیاد ،در کانکس ما سه پایه درس می خوانند که مجبوریم تا اخر کلاس به درسهای انها نیز گوش دهیم و بعضی وقتا نیز برای نوشن مشق و تمرین قاطی می کنم.

سوال اخر این دانش اموز نیز جالب است: راستی بچه شما هم تو کانکس درس می خونه؟

و من جوابی ندارم جز این