سرویس: جهاد و مقاومت
کد خبر: 17209
|
15:53 - 1394/08/10
نسخه چاپی

عملیات محرم ازنگاه یک نویسنده خارجی

عملیات محرم ازنگاه یک نویسنده خارجی
تنها چند روز پس از اینکه عملیات مسلم بن عقیل شروع شد، ایرانی ها آماده سازی برای عملیات بعدی خود را آغاز کرده بودند. نام رمز این عملیات محرم بود. برای انجام این عملیات ارتش جمهوری اسلامی ایران 3 لشکر را در سپاه سوم خود متمرکز کرد.

گروه جهاد و مقاومت ایلام بیدار-جعفر نظری:تطابق تاریخ قمری وشمسی سالگرد عملیات محرم وبرپا بودن مجالس عزاداری سرور سالار شهیدان در این روزها وبارش بی سابقه باران امسال درشهر ایلام  تداعی کننده  بارندگی های اولین شب عملیات محرم است که  منجر به  طغیان رودخانه دویرج وپرپر شدن صدها لاله  گاگون کفن گردید. تقارن این رخدادهای مختلف یادآور تاریخ سراسر افتخار روزهای دفاع مقدس است که رزمندگان اسلام درحالیکه لباس مشکی عزای حضرت ابا عبدا.. رابه تن داشتند در آن شرایط بحرانی سیل وباران بردشمن نگون بخت بعثی هجوم بردند.درحالیکه در این روزها حادثه  سیل زدگی شهرایلام ومناطق دیگر استان  فضایی ناخوشایندی را حاکم کرده است  و بسیاری از موضوعات روز را تحت شعاع خود قرارداده است امابعد از عرض تسلیت به بازماندگان خانواده های  آسیب دیده به نظررسید هرچند که کم وبیش در آستانه سالگرد عملیات محرم در سطح برخی از رسانه های استان به این موضوع مهم اشاره شده است  ومراسمات ویژه ای به رسم معمول از سوی بسیجیان جان برکف ونهاد مقدس سپاه ومردم شریف دهلران وموسیان  در حال شکل گیری است این بار متفاوت از نوشته های سالهای گذشته ام عملیات محرم را از نگاه یک فرد نویسنده خارجی  مورد مداقه قرار دهم.

نام این نویسنده  مورد بحث تام کوپر است او اهل کشور اتریش وپژوهشگر مسایل هوانوردی نظامی است وعلاقه زیادی به رصد جنگهای هوایی در دنیا را دارد. تاکنون کتابهای مختلفی در مورد جنگهایی مانند جنگ جهانی دوم وجنگ ایران ورژیم بعثی عراق ودیگر جنگهای حوزه غرب آسیا به نگارش درآورده است . در 9 سپتامبر 2003 مقاله ای تحت عنوان تپه های شعله ور با مضمون نبرد هوایی هواپیماها وبالگردهای ایرانی وعراقی در نوامبر سال 1982 (آغاز عملیات محرم) از وی در یکی از وبلاگهای تخصص به چاپ رسیده است که توسط فردی بنام رضا کیانی موحد ترجمه شده است .

بعد از ارایه بیوگرافی نویسنده مورد نظر یادآور میشوم که  هدفم از ارایه بخشی از مقاله وی ابتدا بیان رشادت دلاوران اسلام بخصوص تیز پروازان گمنامی است که معمولا در عملیات رزمندگان اسلام نقش بسزایی داشته ودوم اینکه اهل مطالعه به عمق ووسعت این عملیات که از ابعاد گوناگون قابل بررسی واهمیت است پی ببرند  واین توضیح را ضروری میدانم که این مقاله نگاه فردی بیگانه  و احیانا بی طرف است که  نبرد هوایی عملیات محرم را بازخوانی نموده است که بنا به دلایل متعدد میتوان گفت  خالی از اشکالات مختلف حوزه سیاسی اعتقادی وحتی بیان الفاظ نباشد بنابراین نظرات ونگارش این فرد مقاله نویس با کیفیتی که ترجمه شده است تقدیم می شود:

عملیات محرم

تنها چند روز پس از اینکه عملیات مسلم بن عقیل شروع شد، ایرانی ها آماده سازی برای عملیات بعدی خود را آغاز کرده بودند. نام رمز این عملیات محرم بود. برای انجام این عملیات ارتش جمهوری اسلامی ایران 3 لشکر را در سپاه سوم خود متمرکز کرد. 5 تیپ از سپاه پاسداران برای تقویت آنها درنظرگرفته شدند و پشتیبانی آنها توسط 16 تا 18 فروند کبری -که در دو گروه سازمان داده شده بوند- انجام می شد. فرمانده آنها به ترتیب سرگرد عباسی و ستوان اویسی بودند و 8 فروند کبری با قابلیت حمل موشکهای تاو از پایگاه شکاری اصفهان به خدمت گرفته شده بود. 300 فروند موشک تاو نیز در خط مقدم برای این هلیکوپترها ذخیره شده بود. از جمله خدمه ای که در این عملیات مشارکت داشتند می توان از کاپیتان شافی و کمک خلبان او ستوانیار امیرعلی نام برد که از بهترین خدمه کبری هوانیروز ایران بودند و فهرستی طولانی از موفقیت در پرونده آنها بود. به علاوه هلیکوپترها، ژاندارمری و ارتش ایران از چند فروند سسنای او-2آ به عنوان کنترل کننده خط مقدم استفاده می کردند تا بین نیروی هوایی، هوانیروز و توپخانه خود هماهنگی ایجادکنند. از این هواپیماها ژاندارمری برای مقابله با قاچاق موادمخدر نیز بهره می برد.

 

نیروی هوایی ایران آماده سازی بهتری برای این عملیات نسبت به عملیات مسلم بن عقیل انجام داد. در پایگاه شکاری چهارم -در نزدیکی دزفول- اسکادرانهای 41 و 43 شکاری یک دوجین از تایگرهای خود را آماده کرده بودند و توسط اسکادرانهای 32 و 34 شکاری -تحت فرمان سرگرد شهرام رستمی و سرهنگ فتاحی- که 12 فروند فانتوم داشتند تقویت می شدند. به علاوه، اسکادران 81 شکاری از اصفهان برای اسکورت حداقل 1 فروند تانکر بوئینگ 707، پرواز ثابتی از تامکتها تهیه دیده بودند. تانکر ها باید سوخت فانتومهای شرکت کننده در عملیات را تامین می کردند. بدین طریق تایگرها و فانتومها بیشتر آزادانه پرواز می کردند و می توانستند بهتر بر روی پشتیبانی نیروهای زمنیی تمرکز کنند و نگرانی کمتری از رهگیری توسط هلیکوپترها و هواپیماهای عراقی داشته باشند.

 

فانتوم مجهز به موشک هوا به زمین ماوریک

اگرچه ایرانی ها نیروهای قابل ملاحظه ای را برای عملیات محرم گردآوری کردند -که اگر در خطوط  دفاعی عراق رخنه می کردند و به بغداد نزدیک می شدند می توانستند حالتی تهدید آمیز به خود بگیرند- اما حقیقت این است که اهداف عملیات محدود بودند و می توان این اهداف را حداقل دانست. اولا نیروها باید چند تپه در داخل ایران را تامین می کردند و سپس اقدام به اشغال حوزه نفتی بزرگ بیات می نمودند. در آخرین مرحله، شهرهای صنعتی طیب، زبیده و ابوغراب و حوزه های نفتی همجوار آنها باید تصرف می شد. سرانجام باید جاده شرحانی- زبیده برای پیشروی آتی به سمت عماره  قطع می شد.

نقشه عملیات محرم

همانطور که روی داد، این حمله ای متهوارنه و عمیق به خاک عراق بود که سرانجام توسط نیروهای مکانیزه ایران انجام شد و در همان مرحله اول توسط میدانهای مین و آتش دفاعی عراق و باران سنگین متوقف شد. نخستین حمله توسط بسیج در شب اول نوامبر سال 1982 -10 آبان- انجام شد. آنها مستقیما وارد میدان مین گسترده ای شدند که خسارت زیادی به نیروهایشان وارد ساخت. در همین زمان، ایرانی ها در حوزه نفتی بیات موفق تر عمل کردند و توانستند قبل از اینکه عراقی ها 2 تیپ را از سمت شمال وارد میدان کنند و پیشروی ایرانی ها را متوقف کنند، 50 حلقه چاه نفت را تصرف کنند.

در سپیده دم روز دوم نوامبر، نیروی هوایی و هوانیروز عراق، نیروی هوایی و هوانیروز ایران هرچه داشتند به میدان فرستادند. عراقی ها سعی داشتند تا از پیشروی بیشتر ایرانی ها به سمت غرب جلوگیری کنند و ایرانی ها سعی داشتند واحدهای زرهی عراق را -که به صورتی پایدار تلفات زیادی به پیاده نظام ایران وارد می کرد- تحت فشار قرار دهند. تامکتهای ایران هواپیماهای زیادی از عراق را رهگیری کردند وادعا شد که 8 فروند میگ، سوخو و هلیکوپتر را سرنگون کرده اند. عراقی ها به تندی چنین تلفاتی را رد کردند اما در حینی که نیروی هوایی ایران برتری هوایی را بر منطقه اعمال می کرد فانتوم های پایگاه سوم شکاری توانستند عراقی ها را با بمبهای خوشه ای بی.ال-755 مورد اصابت قرار دهند و تعدادی تانک و خودرو را نابود کنند. حتی تا امروزه بیشترمنابع عراقی تاثیر بمبهای خوشه ای بی.ال-755 را آنچنان که ایرانی ها ادعا می کنند، تکذیب می کنند. عراقی ها ادعا می کنند که بیش از 80 درصد از بچه بمبهای رها شده از بمب خوشه ای عمل نکردند. پس از حمله فانتومها، کبراها و سسناهای ژاندارمری در منطقه عملیاتی ظاهر شدند و شروع به عقب راندن تانکهای عراقی کردند.

http://farsinews.persiangig.com/F0nXto1A.jpg

3 تا 4 فروند کبری در بالای منطقه به صورت ثابت حضور داشتند اما با هماهنگی سسناها خلبانان کبراها بین تپه ها بالا و پایین می رفتند و عراقیها احساس می کردند که یک دوجین کبرا تقریبا همزمان با هم به آنها حمله می کنند و چند نفر از افسران عراقی که اسیر ایرانی ها شدند سوال می کردند که مگر آمریکا کبرا های بیشتری به ایران داده است؟ در حقیقت، خلبانان کبراهای ایرانی از تاکتیک کلاسیک هوانیروز آمریکا استفاده می کردند. این تاکتیک که از زمین مرده نام داشت بدین روش بود که کبراها به صورت پی در پی جهات مختلف وارد یک منطقه می شدند و در تمام مدت در پشت پوششی مانند تپه ها و صخره ها با سرعت زیاد پرواز می کردند. سپس بالا می آمدند و ناگهان ظاهر می شدند مانور می کردند تا به اهدافشان دسترسی پیدا کنند و شلیک می کردند و باز به پشت پوشش خود بازمی گشتند. هنگامی که آنها از مسلسل 20 میلیمتری یا راکتهای خود استفاده می کردند  معمولا قبل از اینکه عراقیها حضور آنها را بتوانند کشف کنند ناپدید می شدند. هنگامی که از موشکهای ضدتانک تاو استفاده می شد وضعیت به صورت آشکاری متفاوت می شد. به هنگام شلیک این موشکها، خلبانان ایرانی هلیکوپتر خود را به پشت نزدیک ترین تپه می آوردند و تنها نوک هلیکوپتر را بالاتر از تپه قرارمی دادند تا بتوانند موشک خود را هدایت کنند. این چنین بود که تنها ملخ اصلی و قسمت کوچکی از بدنه آنها در معرض دشمن قرار می گرفت. با استفاده از این تاکتیک در روز دوم نوامبر(11آبان) و در طی روزهای آتی کبراهای هوانیروز ایران حداقل 106 دستگاه تانک و 70 دستگاه نفربر زرهی را منهدم کردند. کاپیتان شفیعی مسئول انهدام 26 تانک و خودرو زرهی توسط راکتها و موشکهای تاو به علاوه 2 فروند هلیکوپتر غزال و آلوئت توسط آتش مسلسل 20 میلیمتری بود. هوانیروز همچنین در طی این عملیات متحمل تلفاتی شد. آنها یک کبرا را توسط آتش ضدهوایی عراق و 1 فروند سسنا را احتمالا توسط شلیک موشکهای زمین به هوا از دست دادند.

http://forum.patoghu.com/images/poti/2008/08/4420.jpgهنگامی که در اثر این موفقیتها سومین مرحله عملیات محرم در روز 6 نوامبر(15آبان) آغازشد، نیروهای ایرانی به جاده استراتژیکی شرهانی- زبیدات رسیدند و مهمترین جاده لجستیکی عراق در منطقه را قطع کردند. با استفاده از هلیکوپتر برای تجدید مهمات و تقویت نیروهای خط مقدم، ایرانی ها بی درنگ حمله به زبیدات را آغاز کردند. شهرک سقوط کرد اما تنها اندک زمانی آن را نگه داشتند. عراقی های به چابکی با یک ضدحمله بزرگ توسط نخبه ترین واحدهای گارد ریاست جمهوری واکنش نشان دادند. آنها تانکهای جدید تی-72 خود را -که تازه از شوروی تحویل گرفته بودند- بکارگرفتند و مستقیما آنها را از بغداد به سوی میدان نبرد راندند. در ابتدا ایرانیها جز موشکهای تاو هلیکوپترهای کبرا و آر.پی.جی-7 تیمهای موتورسوار سلاحی موثر دربرابر تی-72 نداشتند. ظاهرا هر دو آنها در برابر زره جلوی تی-72 بی اثر بودند پس ایرانی ها مجبور شدند تا موقعیتهای را جستجو کنند که بتوانند از پهلو به تانکها حمله برند. این امر به صورت شایان توجهی وضعیت را برای جنگنده ها و خلبانان ایرانی پیچیده کرده بود. یکی دیگر از کبراهای ایرانی توسط آتشبار ضدهوای شیلکا در حالیکه در برابر تی-72 های عراقی عملیات می کرد ساقط شد. تلفات تیمهای ضدتانک ایرانی نیز البته بالاتر بود.

در روز 7 نوامبر(16آبان)، دو دو طرف تلفات گسترده ای را تحمل کردند و از نبرد دائمی خسته شده بودند. بنابر این تصمیم گرفتند تا مواضع جدید خود را تثبیت کنند یا به وسیله ضدحمله وضعیت خود را بهبود بخشند. این امر آنها را به این سو هدایت کرد که فعالیتها خود را برای باقیمانده ماه در هوا پیگیری کنند. تنها هوای بد بود که این فعالیتها را مختل می کرد. پس از شوک اولیه ناشی از تلفات روز دوم نوامبر، نیروی هوایی عراق به آسمان منطقه بازگشت اما در ارتفاعی بالا. ثابت شد که این تاکتیک یک اشتباه است چرا که تامکتهای ایرانی هنوز به نگهبانی از منطقه ادامه می دادند. اولین دسته هواپیماهای عراقی که در روز 7 نوامبر به آسمان منطقه رسید یکی از سوخو-22 هایش را -که توسط کاپیتان راجی سلیمان هدایت می شد- از دست داد. خلبان سوخو اسیر شد و با سرعت به پشت جبهه منتقل شد. چند دسته جنگنده-بمب افکن بعدی نیز مجبور شدند تا ماموریت خود را ناتمام گذارند. تامکتهای ایرانی آنها را کشف کردند و عراقیهای بی امید شروع کردند به آماده کردن هلیکوپترهای هیند اسکادران 64 برای حملات شیمیایی. فقط باد شدید و باران آنها را از انجام چنین حمله ای مانع شد.

هوا در روزهای بعدی بدتر شد و در میانه نوامبر مبارزه در گل فرورفت. با اینحال، نیروی هوایی ایران شروع کرد تا از یک سایت موشکی هاوک در نزدیکی خط مقدم بهره گیری کند. این سایت در روز 16 نوامبر (18آبان)عملیاتی شد وفورا 1 فروند میگ-21 را -که سعی داشت مواضع ایران را در نزدیکی حوزه نفتی بیات بمباران کند و به مسلسل ببندد- ساقط کرد. ادعا شد که کمی پس از این، 1 فروند میگ-21 دیگر توسط موشک سایدوایندر شلیک شده از 1 فروند فانتوم ساقط شد. این امر ممکن است، اما به هرحال منابع عراقی پرواز چنین پرنده هایی را در آن زمان تکذیب کردند.

برای چهار روز بعدی، عملیات هوایی با هوایی که درحال بدتر شدن بود متوقف شد اما در روز 20 نوامبر (22آبان)هر دو طرف پرواز هایشان را از سرگرفتند و هلیکوپترها و هواپیماهای دو طرف درحالیکه ماموریتهای هوا به زمین را انجام می دادند به جنگهای هوایی نیز ادامه دادند. با تکیه با تجهیزات بهتر نیروی هوایی ایران و تجربه بیشتر و خلبانهای بهتر آموزش دیده، ایرانی ها وضع هوشیاری در هوا داشتند با اینکه دشمنشان تعداد هواپیمای بیشتری داشت. موفقیت آنها در سطح بالایی باقی ماند. 1 فروند فانتوم ایرانی یک میگ-23 را ساقط کرد در حالیکه تایگرها(جنگنده اف 5) به ویژه روزخوبی را گذارندند و توانستند 1 فروند میل.می-8 را بوسیله مسلسل و 1 فروند میگ-21 را توسط موشک سایدوایندر سرنگون کنند.

 

کاپیتان سلیمان خلبان سوخو-22 عراقی که در روز 7 نوامبر مجبور شد از هواپیمایش خروج اضطراری کند و کمی بعد به اسارت نیروهای سپاه درآمد.

ژنرالهای عراقی تامکتهای ایرانی را ملاقات کردند

در طی جنگ با ایران، زندگی ژنرالهای عراقی به 2 عامل بستگی داشت. اولین عامل اینکه آنقدر فعالیتشان خوب نباشند که برای دیکتاتور بغداد خطرناک جلوه کنند و هدفی برای او شوند و عامل دوم آنکه آنقدر فعالیتهایشان ناکافی نباشد که به عنوان یک رهبر نظامی نالایق جلوه کنند و بازهم هدفی برای صدام شوند.

به صورت عمومی، ژنرالهای عراقی به ندرت در نزدیکی خطوط مقدم ظاهر می شدند. در عوض آنها ترجیح  می دادند که نبرد را از مقرهای فرماندهی امنی -که کمابیش 30 کیلومتر پشت خطوط مقدم قرارداشتند- اداره کنند. به هرحال بعضی اوقات بازدید از خطوط مقدم ناگزیر می شد یا وضعیت بایداز نزدیک بررسی می شد. این یکی مخصوصا مهم بود؛ چراکه در چند مورد شناخته شده فرماندهان میدان عراقی تعمدا اطلاعات تحریف شده ای به مافوقهایشان ارائه داده بودند و ژنرالهای عراقی ناچار بودند هرزمان که می خواستند ببینند چه اتفاقی بر روی زمین افتاده است از خط مقدم بازدید کنند.

چنین مواردی فراهم می کردند منبعی برای یک اسطوره شناخته شده درباره رهگیری موفق 1فروند هواپیمای نیروی هوایی ایران که به سقوط 5 یا 6 فروند جنگنده عراقی در عرض 17 دقیقه انجامید. این درگیری هوایی توسط 2 فروند کبرا که یک فروند هلیکوپتر حامل یک ژنرال عراقی و 1 فروند میگ اسکورت آن را ساقط کردند، دنبال شد. این داستان تا به حال جاودانی مانده است.

زمانی داستان حقیقی دگرگون شد، خراب شد و بارها توسط طرفین از آن سواستفاده شد تا جاییکه نمی توان کاملا به حافظه خلبانان ایرانی و عراقی در مورد آن تکیه کرد. گزارشی که در زیر آمده است از مصاحبه هایی با تعدادی از شرکت کنندگان جمع آوری شده است و به علاوه از گزارشهایی که دو طرف ارائه داده اند نیز استفاده شده است. بنابر این می توان آن را کاملترین و صحیح ترین گزارش منتشر شده دانست.

در روز 20 نوامبر سال 1982(22آبان1361)، سربازان عراقی که درگیر عملیات محرم بودند در جبهه بین عین خوش و موسیان در شرایطی وخیم به سر می بردند. ایرانی ها اشغال چند حوزه نفتی را  پیشبرده بودند و جاده های ارتباطی اصلی به منطقه را قطع کرده بودند. نیروی هوایی عراق توسط نیروی هوایی و موشکهای ضدهوایی ایران از مداخله بازداشته شده بود و هوانیروز عراق نیز توسط آتش هلیکوپترها و هواپیماهای ایرانی و یا باد قوی و هوای بد از پیکار بازمانده بود. همچنین نیروی زمینی عراق متحمل خسارت سنگینی -شامل 3500کشته- شده بود و تمام جبهه در خطر متلاشی شدن بود. از قبل، اولین بهانه های دیکتاتور بغداد به گوش ژنرالهای عراقی رسیده بود. با هراس از این که ممکن است به چنین پیشروی در طی تهاجم بهاری ایران در سال 1982 نیز تن داده شود سرلشکر ماهرعبدالرشید از ستاد مشترک عراق و فرمانده سپاه سوم نیروی زمینی و سپهبد عبدل جابر محسن جانشین فرمانده سپاه چهارم و سخنگوی نیروی زمینی تصمیم گرفتند از خط مقدم بازدید کنند و فرماندهان میدان را ملاقات کنند.

درروز 21 نوامبر، هر دو ژنرال سوار بر 1 فروند هلیکوپتر میل.می-8 شدند که توسط کاپیتان موسی هدایت می شد. این هلیکوپتر توسط 2 فروند میل.می-8 دیگر و 1 فروند هلیکوپترهیند -که نقش مسیریاب داشت- اسکورت می شدند. در بالای سر آنها 4 فروند میگ-21 و 4 فروند میگ-23 پرواز می کردند تا پوشش هوایی منطقه را تامین کنند. آنها هنگامی که دچار کمبود سوخت می شدند، پیوسته توسط دیگر جنگنده ها کمک می شدند.

 

1فروند میل.می-8 عراقی. عراقی ها پس از چند مورد حادثه آتش خودی از پرچمهای بزرگ بر روی بدنه هلیکوپترهایشان استفاده می کردند تا بهتر شناسایی شوند.

در حدود ساعت 10:40 در ارتفاع 12200متری -40000فوت- و تنها با فاصله 8 کیلومتر تا مرز ایران، 2 فروند فانتوم ایرانی در مسیر خود برای حمله به اهدافشان در خاک عراق در حال نزدیک شدن به یک فروند تانکر707 بودند که توسط 2 فروند تامکت اسکورت می شد. تامکتها در یک مسیر دایره ای اطراف تانکر می چرخیدند و یکی از آنها به صورت پیوسته فضای اطراف را بوسیله رادار آ.دبلیو.جی-9 خود جستجو می کرد. در حدود 10:45 هنگامی که اولین فانتوم شروع به سوختگیری کرد، کاپیتان خسروداد -خلبان تامکت- چند جنگنده عراقی را در رادار خود دید که از جانب غرب نزدیک می شدند و در برد موشکهای فونیکسش قرار دارند.

کاپیتان خسروداد با اینکه دستور داشت که به فضای هوایی عراق وارد نشود و یا هواپیمای تانکر را ترک نکند تصمیم گرفت تا حمله کند. او به وینگ من خود -که تنها به موشکهای اسپارو و سایدواندر مسلح بود- دستور داد تا در کنار تانکر و فانتومها بماند و سپس خود رو به سوی غرب نهاد.

یک فروند فانتوم ایرانی در حال سوختگیری

کار به چالاکی به انتها رسید؛ او و کمک خلبانش 2 فروند موشک هوا به هوای فونیکس و 2 اسپارو پی در پی شلیک کردند و بسیار لذت بردند وقتی که متوجه شدند حداقل 2 تا از هدفها به فاصله چند ثانیه از یکدیگر از روی صفحه رادار محو شدند. ظاهرا آنها فکر می کردند که یک حمله هوایی عراقی ها را ضایع کرده اند.

در ضمن، اگرچه شبکه راداری عراقیها به صورت فرضی می توانستند هواپیماها را تا عمق 200 کیلومتری فضای ایران پیگیری کنند اما آنها کاملا از نزدیک شدن تامکت ایرانی بیخبر بودند. اولین نشانه ای از اینکه چیز اشتباهی رخ داده است توسط کاپیتان موسی هنگامی دیده شد خلبان یکی از میل.می-8 های اسکورت -که 2 کیلومتر جلوتر پرواز می کرد- فریاد زد 3 جنگنده که برای اسکورت آنها فرستاده شده بودند در حالیکه آتش گرفته اند در چپ و راست او سقوط کرده اند و هلیکوپتر حامل ژنرالها باید به سرعت بازگردد تا از خرده های بدنه هواپیماهای ساقط شده اجتناب کند.

دومین اخطار هنگامی داده شد که خلبانان میگها شروع کردند با فریاد اخطار دهند. آنها می گفتند که هیچ نشانه ای از اینکه چه چیزی به آنها حمله کرده است ندارد اما به شدت توصیه می کردند که هلیکوپتر حامل ژنرالها باید منطقه را ترک کند و بلادرنگ به سمت غرب بازگردد. مشاهده لاشه میگهای سقوط کرده باعث شد کاپیتان موسی با همقطارانش موافقت کند. پس او بازگشت و سفر ژنرالهای عراقی به خط مقدم قبل از اینکه واقعا شروع شود به پایان رسید.

در همین حال، کاپیتان خسروداد پس از اینکه تمام موشکهای برد بلند و متوسط خود را برای سرنگون کردن 1 فروند میگ-21 و 2 فروند میگ-23 بکار برد به سوی تانکر بازگشت و به چند فانتوم موجود در منطقه در مورد جنگنده های عراقی آگاهی داد. ظاهرا رادار او هرگز هلیکوپترهای عراقی را که در ارتفاع پایین و با سرعتی کم در بین تپه ها حرکت می کردند و پشت سر اسکورتهایشان حرکت می کردند کشف نکرده بود. فانتوم ها حقیقتا سعی کردند تا مداخله کنند اما قبل از اینکه هلیکوپترها را بیابند -که در حقیقت چیزی درباره وجود آنها در منطقه نمی دانستند- به سمت آرایش سوخو-22 های عراقی که به سمت سربازان ایرانی یورش برده بودند رانده شدند. نبرد هوایی سبوعانه ای آغاز شد و همانطور که خلبانان هر دو طرف سعی داشتند تا سلاحهای هوا به زمین خود را شلیک کنند یکی از سوخوها سقوط کرد و سوخوهای باقیمانده به سمت غرب بازگشتند.

نبرد بدون ژنرالهای عراقی ادامه یافت و در همان روز کاپیتان علی شفیعی نیز درگیر یک نبردهوایی شد. درحالی که او به نیروهای زرهی عراقی حمله می برد، با یک تیم شکارچی-قاتل عراقی روبرو شد. با وجود کمبود سوخت شفیعی و مسلسلچی او تنها توانستند قبل از اینکه مجبور به ترک درگیری شوند 2 رگبار طولانی از مسلسل 20 میلیمتری خود به سمت هلیکوپترهیند عراقی شلیک کنند و به قبل از اینکه بتوانند نتیجه حمله خود را ببینند به پایگاهشان بازگشتند. به هر حال شفیعی و کمک خلبانش 5 روز بعد توسط آتش توپهای ضدهوایی های عراقی کشته شدند(به شهادت رسیدند).

انتهای پیام/ش

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد